![]() |
![]() |
|
| راهی برای ... |
|
عشق
رهایی خواستن بندها ... مي كشانند به هزاران سو همه بندند بندهايي زرّين محور چرخهاي هستي و نيستي ... حتي همين
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 19:16 توسط الهام |
|
|
مُهر غفلت زدند
نيمه بيدار و نواي لالايي رخوت انگيز تا به كام كشد ... و نخواستن ِ خواستن و اشتياقِ خواستن ... تمنّا ... يا كه شايد وهم وهمي پُر ز وهم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 8:18 توسط الهام |
|
|
در ویرانه ها گشتن
و مردگان بر روی زمین می گیرند دستان و پاهایت ... به خاک سپردن اجساد می آزارد بویشان مشام را تسلیم خاکشان باید کرد ... تسلیمشان باید کرد و جوانه ای که از میان برخواهد خاست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 10:51 توسط الهام |
|
|
طبل های تو خالی
بند پشتِ بند خالیِ از بودن پُر از نبودن .. و طناب دار که انتظار می کشد و قربانی كه می گریزد .. قربانیِ قاتل
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 22:13 توسط الهام |
|
|
مرز میان هستی و نیستی بودن
و مشتاقانه در پی بودن و خودْ حجابها بودن ...
در سکوتی مستانه فریاد زدن و دادخواهی کردن از پرده ها
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:27 توسط الهام |
|
|
سرگردان در دایره هستی و نیستی
نبودن عین بودن و بودن همان نبودن .. ... تارمویی است فاصله وهم و حقیقت
و گاه وهم را لباس حقیقت پوشاندن و خیالها پنداشتن .. .. آه که هنوز زنده است آن مرده
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:0 توسط الهام |
|
|
رنج از تو می زاید
از مرزها باورها چهارچوبها و تو را قالب می زند ... و فراسوی آنها سراسر سرور سرشار از رهایی و پر از نبودن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 23:33 توسط الهام |
|
|
شرمساری
آری باید شرمسار بود. نوشته ها و حرفها قربانیانی مظلومند واژه ها و الفاظ مسموند و ذهن مدعی مدعیان هیچند هیچ
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 8:51 توسط الهام |
|
|
زیبا یا زشت
پوسته ای کشیده شده بر ... مستور . پنهان و نقابها فخر می فروشند
و بازهم مستور و پنهان. پیدا می شود دمی و باز پنهان می شود پنهان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:27 توسط الهام |
|
|
زبان را باید برید
واژه ها را باید فراموشید خیال را پر پر کرد و دید و دید دید سرگردانی ها دست و پا زدنها برای بودن ها زنجیرها دامها نظاره کرد و کرد
دیدنی ها زیادند به قدمتی که هنوز قدیمی اند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 23:35 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک گنجينه |
| درباره وبلاگ |
به دنبال آنچه که احساس می شود،هست ،
با خود می کشاند و بسیار شعف انگیز است. و آری شاید آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم |
| پیوندهای روزانه |
|
دکتر سروش سکوت شب اشعار کهن و قرآن مجید بشنوید ای دوستان!این داستان تعالیم(بسیار زیبا و شعف انگیز) مهربابا(زیبا و خواندنی) راز درون(دیارمند) سبکی مطلق اسرار ازل آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
مولانا و شمس باگوان شري راجنيش-اوشو تربت جام( دانلود) شمس تبريزي(اولين و بزرگترين سايت اطلاع رساني) |
|
RSS
|
| Jonamoos Browser (Anti Filter) |
|
|---|